سردار شهید عباس خواجه بچه
پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملكت شما آسیبی نرسد. امام خمینی...الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث


Image result for ‫عکس متحرک تولدحضرت فاطمه‬‎

یکی از القاب حضرت فاطمه‌زهرا (س) مبارکه است یعنی پر خیر وبرکت اگر بخواهیم از این زاویه نگاه کنیم واقعا با برکت هستند، زیرا خانم ۱۸ ساله‌ای که تمام آقازاده‌هایشان از امام حسن (مجتبی) تا امام حسن (عسکری) حدود ۲۶۰ سال امامت کردند یعنی حجت خداوند روی زمین بودند و چه خیر و برکتی بالاتر از این با این همه این بانو حتی بقعه‌ای ندارد، اما چنان برکتی دارند که تمام آقازاده‌هایشان امامت کردند و الان بعد از گذشت هزارسال و حتی بیشترهنوز یکی از آقازاده‌هایشان حی و زنده هستند و این برکت است و آقا زاده ایشان حضرت مهدی (عج) الان ۱۱۸۲ ساله است و دو ماه دیگر تولدشان است که ۱۱۸۳ ساله می‌شوند و هنوز هم بین ما زندگی می‌کنند.

از دیگر از برکات حضرت مبارکه نسل سادات است که می‌گویند ما بچه‌های فاطمه‌ایم، یکی دیگر از آقازاده‌های ایشان امام حسین (ع) هستند که در عالم اسلام اسطوره شدند و پس از قرن‌ها هنوز رکورد می‌زنند و مشتاقان ایشان از ایران و سایر کشور‌ها حتی با منصب‌های گوناگون اعم از ارامنه، کاتولیک‌ها، پروتستان در روز اربعین به زیارت ایشان می‌آیند.

 در برکت حضرت مبارکه همین بس که فخرالانبیا هم دستان ایشان را می‌بوسد و در وصف او می‌گوید (من بوی بهشت را از فاطمه استشمام می‌کنم.)

روزی حضرت رسول فرمود: بهترین چیز‌ها در دین من جمع شده است و در این مورد مثال هم زدند، بهترین پیغمبر، خیرالانبیا در دین اسلام است و آن کسی نیست جز پدر تو‌ای فاطمه (و هو ابوک) وای فاطمه تو کسی هستی که پدرش خیر‌الانبیاست و بعد فرمود: خیرالاوصیا هم در دین ما وجود دارد که او حضرت علی مرتضی (ع) همسر تو است (و هو بعلک) و بهترین جوانان در دیدن اسلام هستند (الحسن و الحسین سید شباب اهل الجنه) و آن‌ها چه کسانی هستند آن‌ها همان فرزندان تو حسن و حسین هستند.

 اما قرآن چند چیز را مبارک خطاب می‌کند که ما برای تبرک به ۴ مورد اشاره می‌کنیم:


باران (فارسلنا من السماء ماء مبارکا) 

باران بر زمین می‌بارد و به جامعه طراوت می‌بخشد، به بیابان‌های می‌بارد و هندوانه‌ها و طالبی و میوه‌ها را می‌رویاند. همین طور دغا زیر باران مستجاب می‌شود.

شهر مکه

بیابانی بی آب و علفی که الان میلیون‌ها زائر در منا و عرفات به خود می‌بیند.

قرآن

قرآن هم خود متبرک است که در مراسم عقد و ازدواج و سوگند خوردن روئسای جمهور و در شروع مراسم و بسیازی از مکان‌ها به عنوان تبرک قرائت می‌شود.


شب لیله القدر

(لیله القدر خیر من الف. شهر)
در وصف این شب می‌گویند اگر کسی در ۸۲ سالگی این شب را درک کند ثواب ۸۲ سال عبادت را دارد.
ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم که مبارک است.

امام صادق (ع) می‌فرمایند: مادرم زهرا حقیقت شب قدر است که در واقع مبارک در مبارکه در مبارک است.

چرا روز ولادت ایشان روز زن یا مادر نامیده می‌شود؟

از باب مادر بهترین مادر و از باب زن و همسر نمونه بارز بهترین همسر است چرا که وقتی ایشان از حضرت علی می‌پرسند آیا از من راضی هستی یا نه علی (ع) گفت، ۹ سال با هم زندگی کردیم و نشد یکبار از من خواسته‌ای داشته باشی و حضرت زهرا می‌فرمایند از پدرم شنیده‌ام که نکند از همسرت خواسته‌ای داشته باشی که او نتواند آن را بر آورده کند که نه در دنیا عاقبت بخیر می‌شوی نه در آخرت و سپس به امیر المومنین می‌گویند اگر از من رضایت دارید دست هایت را رو به آسمان بالا ببر و بگو من فاطمه را هلال می‌کنم.

علی (ع) می‌فرمایند: لطف تو یک لحظه از من دریغ نشد و تو حتی یک لحظه از من خواسته‌ای نداشتی.
 
آیا خانمی که ۹ سال از همسر خود هیچ خواسته‌ای ندارد نمی‌تواند الگوی زنان عالم باشد پس ارزش‌های حضرت فاطمه زهرا (س) بسیار بیشتر است از صحبت هایی که ما می‌کنیم و شاید نامگذاری روز زن در روز میلاد آن حضرت کار بسیار شایسته‌ای باشد و شخضیت او می‌تواند الگوی مناسبی برای زنان عالم باشد.



برچسب ها: میلادحضرت فاطمه(س)، تولدحضرت فاطمه(س)، روززن،

نوشته شده در شنبه 12 اسفند 1396 توسط به جمال پاك محمد صلوات بفرست الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد

ام البنین علیها السلام، میهمان بهشت

گویا آسمان مدینه رنگ و بوی عزا گرفته. ام البنین علیها السلام در بستر غنوده و خاطرات تلخ و شیرین گذشته را به یاد می آورد. خاطراتی که یادآور گذشته پرفراز و نشیب اوست.
اولین خاطره ای که در ذهنش نقش می بندد، زمانی است که عقیل او را برای برادرش امیرالمؤمنین علی علیه السلام خواستگاری کرد و گفت:
علی علیه السلام همسری می خواهد که از او فرزندی جنگجو و تک سوار پدید آید، پسری که قهرمان عرب لقب گیرد. و آن زن کسی نبود جز فاطمه کلابیه; آری فاطمه!
فاطمه ای که می خواست جای خالی فاطمه سفرکرده را برای علی علیه السلام و کودکان داغدارش پرکند. و گیسوان زینب علیها السلام را به جای مادر مهربانش زهراعلیها السلام شانه بزند و دست نوازش بر سر و روی حسنین علیهما السلام بکشد و ام کلثوم را مادرانه در آغوش گیرد.
از این پس او بانوی خانه ای می شد که انوار لاهوتیش تا فراسوی ملکوت کشیده شده بود و گذرگاه فرشتگان و ملائک مقرب درگاه حق بود و قدسیان عالم بالا، فوج فوج برای تبرک جستن از این وجودهای نازنین هبوط می کردند.
آری فاطمه قدم به خانه ای می گذاشت که داغ فراق فاطمه علیها السلام زخمی عمیق و جان سوز در دل یتیمانش پدید آورده بود و زینب علیها السلام در دوران کودکی خانه دار کوچک این سرای بهشتی شده بود.
و علی علیه السلام چه عاشقانه او را فاطمه خطاب می کرد، ولی وقتی نام فاطمه علیها السلام از زبان علی علیه السلام در خانه طنین انداز می شد، اشک غم در چشمان زینب حلقه می زد و رنگ از رخسار حسین علیه السلام می پرید و قلب او با دیدن این صحنه های جانسوز شرحه شرحه می شد. او از علی علیه السلام خواست تا او را با این نام نخواند. زیرا نام فاطمه علیها السلام داغ یتیمان فاطمه علیها السلام را زنده می کرد. و آن گاه که عباس علیه السلام، عبدالله علیه السلام و عثمان علیه السلام و جعفرعلیه السلام، زمین خاکی و عرش الهی را غرق در شادی و سرور کردند او را ام البنین علیها السلام خواندند و چه نیکو نامی:

مادر پسران!

پسرانی که بارها و بارها آنان را فدائی حسین علیه السلام خوانده بود. حسین علیه السلام که با هر لبخندی، او را جانی دوباره می بخشید و روح بی تابش را آرامش می داد.
او به یاد آورد زمان تولد عباس علیه السلام را; آن هنگام که علی علیه السلام دستان او را غرق بوسه کرد و بی قرار گریست و در پاسخ علت بی قراری و اشک فرمود: "این دست ها روز عاشورا در راه فرزندم حسین علیه السلام جدا خواهد شد."
و بارها از زبان زینب علیها السلام شنیده بود که چگونه عباس علیه السلام وفا و ادب را شرمنده خویش کرد و با دستان فتاده اش حماسه ازلی آفرید.
نیز زمانی را به یاد آورد که کاروان زخمی اسراء به مدینه بازگشتند. او کنار قبر رسول خداصلی الله علیه وآله، زینب علیها السلام را در آغوش فشرد و پیش از همه از مولایش حسین علیه السلام پرسید; زانوان زینب علیها السلام سست شده، قلبش فرو ریخت و گریه امانش را برید و فریاد برآورد:
«حسین علیه السلام را با لب تشنه سر بریدند»
و زمانی را به یاد آورد که سپر خون آلود عباس علیه السلام را از میان چادرش بیرون آورد و مقابل دیدگان اشکبار ام البنین نهاد; در این لحظه آن چنان قلبش به درد آمد که بی هوش در خاک غلطید.
پس از آن، دیگر بقیع رنگ تلخ سکوت را بر خود ندید. ندبه های ام البنین علیها السلام دوست و دشمن را به فغان وا می داشت و زمین و آسمان را به لرزه می انداخت.
حال، پس از تمامی شدائد و سختی های روزگار، لحظه وصال نزدیک است.
عباس علیه السلام با بال های گشوده در میان دروازه بهشت ایستاده و ورود مادرش را انتظار می کشد زهراعلیها السلام و علی علیه السلام با تبسمی شیرین بر لب، چشم بر آسمان دوخته اند. حسین علیه السلام با عبایی سپید بر دوش، در میان خیل ملائک برای دیدارش لحظه شماری می کنند.
ام البنین علیها السلام با قلبی آرام چشم از این دنیای فانی فرو می بندد و به سوی آسمان معبودش پرمی گشاید و یقین دارد که بهشت و تمامی ساکنان افلاکیش حضور سبز او را می طلبند.


برچسب ها: وفات ام ال بنین،

نوشته شده در شنبه 5 اسفند 1396 توسط به جمال پاك محمد صلوات بفرست الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد
Image result for ‫عکس متحرک ایام فاطمیه‬‎

سالی بگذشت و دردی تکرار شد (ایام فاطمیه)

بسم رب فاطمه (س)

باز سالی بگذشت و دردی تکرار شد
از کوچه ای باز صدای نـالـه بلند شد

بشکست دستی که جسارت ها کرد
سیلی به دردانه ی رسـول خـدا زد

باز علی دارد تنها می شود
بی پیمبر و زهـرا می شود

آه این روزهـا چه دردی دارد علی
همنشین بعد پیمبر بود زهرای علی

علی دست به هر جا که می کشد
به گوشش ناله ی فاطمه می رسد

چاه هم طاقت اشک علی ندارد
این چاه دگـر آبی بهمراه ندارد

آبروی او بود بعد پیمبر زهــرا
چه طعنه ها که نشنید علی اعلی

**************************
پیشاپیش ایام فاطمیه را به شما سروران ارجمندم
تسلیت عرض میکنم.

امیدوارم حُرم حریم اهل بیت علیهم السلام در این روزها شکسته نشود و فراموش نکنیم که گناه و شادی ما دراین ایام مساویست با غضب الهی . . .

اجرتان با یوسف زهرا (ع)
ماجورین و تقبل الله اعمالکم

التماس دعای فرج یا زهراء(س)



برچسب ها: (ایام فاطمیه)، شهادت حضرت فاطمه(س)،

نوشته شده در شنبه 28 بهمن 1396 توسط به جمال پاك محمد صلوات بفرست الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد

شرح ماجرای قیام خونین مردم تبریز در چهلم شهدای قم

روز 29 بهمن 1356، كه مصادف با چهلم فاجعه قم در 19 دی بود، در بسیاری از شهرها و نقاط كشور به یاد و خاطره شهدای آن فاجعه، مجالس ختم و سوگواری برگزار شد.

در تبریز نیز قرار بود ساعت 10 صبح مردم در مسجد قزللی (میرزا آقا یوسف مجتهد) تجمع نمایند. دعوت از سوی آیت الله قاضی و ده تن دیگر از علمای تبریز صورت گرفته بود.

همچنین در 25 بهمن آیات عظام گلپایگانی و شریعتمداری نیز به همین مناسبت اعلامیه هایی صادر و این روز را عزای عمومی اعلام كرده بودند.

در روز 29 بهمن مردم در حالی كه جمع می شدند، در مقابل مسجد، اعلامیه ها را نیز مطالعه می كردند.

سرگرد مقصود حق شناس، رییس كلانتری بازار به همراه عده ای مامور سر می رسد و به مردم اعلام می كند كه متفرق شوند، اما مردم توجهی به اخطارهای او نمی كنند. خادم مسجد كه قصد باز نمودن درب مسجد را بنا به دستور آیت الله قاضی طباطبایی داشت، توسط مأموین از این كار منع می شود. تعدادی از جوانان به طرف سرگرد حق شناس حركت می كنند و از او می خواهند تا درب مسجد جهت برگزاری مراسم باز شود  و او با لحن تند و زشتی خطاب به جوانان می گوید: «نمی شود. در این طویله باید بسته بماند!»

جوانی از غیرتمندان تبریز به نام محمد تجلاّ كه از پاره كردن اعلامیه و سخنان توهین آمیز او به هیجان آمده بود، با وی گلاویز می شود. حق شناس اسلحه كمری را می كشد و سینه محمد را نشانه می گیرد و این جوان 22 ساله را به شهادت می رساند. مردم جنازه خون آلود جوان قهرمان را برداشته و به طرف خیابان ها به راه می افتند. كم كم در طول راه مردم به صف راهپیمایان می پیوندند و قیام مردم آغاز می شود.

یحیی لیقوانی رییس ساواك تبریز كه متوجه عادی نبودن اوضاع شهر شده و به گستردگی قیام واقف گشته بود، بلافاصله با تهران تماس می گیرد و كسب تكلیف می كند. شاه كه خبر قیام به او رسیده بود، در تماس با جمشید آموزگار دستور حفاظت از پمپ بنزین ها،  كارخانه ها، ادارات دولتی و سركوب شدید را می دهد و می گوید كه هر گونه مقاومتی سركوب گردد. شورای امنیتی استان تشكیل جلسه می دهد و تصمیم می گیرند از نیروهای ارتش و ژاندارمری استفاده كننده و یگان های نظامی در سطح شهر مستقر شوند و برای این كه نشان بدهند در سركوب جدیت دارند دستور استقرار دو دستگاه تانك چیفتن، دو دستگاه نفربر و یك دستگاه تانك اسكورپین را در سطح شهر می دهند. همچنین تصمیم گرفته می شود استاندار، سپهبد آزموده با آیت الله قاضی تماس بگیرد و بگوید كه مراسمی كه صبح بر پا نشد، می شود بعدازظهر در مساجد مختلف برگزار شود، به شرطی كه مردم به رعایت نظم و آرامش دعوت شوند. در شهر جمعیت خشمگین، ساختمان حزب رستاخیز تبریز را تصرف می كنند و خودروها و ساختمان های دولتی را به آتش می كشند و بانك ها را متصرف و پول های آن ها را می سوزانند. دانشجویان دانشگاه نیز به همراه مردم در این قیام  حضور  پیدا می كنند.

تبریز در چلهم شهدای قم به صورت شهر جنگ زده در آمد. خیابان ها از خون جوانان، بازاریان، دانشجویان و مردان و زنان رنگین شد و بدین ترتیب پس از فاجعه خونین قم، جنایت دیگری بر جنایت های رژیم افزوده شد.(1)

سرانجام ساعت 5 بعدازظهر، نیروهای نظامی بر شهر مسلط شدند. در آماری كه برای رییس ساواك تبریز تهیه كردند، این طور نوشته شده بود:

«581 نفر دستگیر، 9 نفر كشته، 118 نفر زخمی، 3 دستگاه تانك، 2 سینما، یك هتل، كاخ جوانان، حزب رستاخیز و تعدادی اتومبیل شخصی و دولتی به آتش كشیده شدند.»

چند روز بعد تعداد كشته شدگان تبریز به 13 نفر رسید، كنسول امریكا در تبریز در واپسین ساعت های روز، این یادداشت را به سفارت امریكا در تهران مخابره كرد:

«بیشتر تظاهر كنندگان را مردان جوان تشكیل می دهند و اهدافشان مظاهر جامعه غیر مذهبی از قبیل سینماها و كلوپهاست. نیروهای اجتماعی و مذهبی به حالتی در آمده اند كه كنترلشان آسان نیست. شاه (شاید) با تعویض استاندار آذربایجان و تحت انضباط در آوردن ساواك و مقامات پلیس این استان به شورش های تبریز واكنش نشان دهد. با این حال چهل روز بعد، باز هم در شهرهای مختلف ایران تظاهرات و خشونت هایی به وقوع خواهد پیوست.»

رییس شهربانی تبریز، معزول و به تهران احضار و استاندار هم بر كنار گردید.

كشتار مردم تبریز شاه را غافلگیر كرد، چون او كه به نظر خود توانسته بود پرده ای ضخیم بر روی فاجعه قم بكشد حتی اقدام دبیر كل سازمان ملل را به سود خود تمام كند و افكار خارجیان را از درك واقعیت منحرف سازد، در قیام مردم تبریز دست و پای خود را گم كرد.

پیام امام خمینی قدس سره به مردم آذربایجان(2)

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز. درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز. درود بر مردانی كه در مقابل دودمان بسیار خطرناك پهلوی قیام كردند و با فریاد «مرگ بر شاه» خط بطلان بر گزافه گویی های او كشیدند. زنده باشند مردم مجاهد عزیز تبریز كه با نهضت عظیم خود، مشت محكم بر دهان یاوه گویانی زدند كه با بوقهای تبلیغاتی، انقلاب خونین استعمار را كه ملت شریف ایران با آن صددرصد مخالف است، انقلاب سفید شاه و ملت می نامند و این نوكر اجانب و خود باخته مستعمرین را نجات دهنده ملت می شمارند.

مردكی نجات دهنده كشور است كه مخازن بزرگ ثروت این ملت مظلوم را دو دستی تقدیم اجانب نموده و آن پول ناچیز را كه می گیرد تقدیم می كند و در مقابل آهن پاره هایی می گیرد كه هیچ دردی از ملت دوا نمی كند!! آن شخصی نجات دهنده است كه با مصونیت دادن اتباع اجانب، كشور را از حیثیت ساقط و به شكل مستعمره عقب افتاده در آورده است!!

مردكی حافظ آزادی ملت است كه در سرتاسر كشور، احدی را حق یك كلمه حقگویی و انتقاد نمی دهد و پلیس ننگینش بر سر این ملت مظلوم سایه افكنده!! شاهی عدالت گستر است كه در هر چند گاهی با قتل عام، ملتی را به عزا می نشاند!!

من نمی دانم با چه زبانی به اهالی محترم تبریز و به مادران داغدیده و پدران مصیبت كشیده تسلیت بگویم، با چه بیان این قتل عام های پی در پی را محكوم كنم. من از مقدار جنایات و عدد مقتولین و مجروحین اطلاع صحیح ندارم. ولی از بوق های تبلیغاتی معلوم می شود كه جنایت های بیش از تصور ماست. با این وصف، شاه افراد پلیس را كه به قتل عام به دلخواه او دست نزده اند، به محاكمه می خواهد بكشد.

خاطره ی بسیار اسف انگیز قم هنوز ما در را در رنج داشت كه فاجعه ی بسیار ناگوار تبریز پیش آمد كه هر مسلمی را رنج داد و ما را به سوگ نشاند. من به شما اهالی معظم آذربایجان نوید می دهم، نوید پیروزی نهایی. شما آذربایجانیان غیور بودید كه در صدر مشروطیت برای كوبیدن استبداد و خاتمه دادن به خودكامگی و خودسری سلاطین جور به پا خاستید و فداكاری كردید. تاریخ ایران به یاد ندارد این چنین سفاكی و قتل عام پی در پی را كه به دست این یاغی سفاك انجام می گیرد.

تاریخ مشروطیت به یاد ندارد این چنین مجلس سنا و شورا را كه اهالی محترم متدین آذربایجان را مشتی اوباش و بی دین معرفی كند. از مجلسی كه دست نشانده شاه است، بیش از این توقع نیست. اكنون بعد از آن همه كشتار و جنایات تبریز و آن همه خونخواری های شاه، مشتی سازمانی را با كارگران مجبور با سرنیزه در گوشه كنار كشور به راه انداخته و با عربده كشیدن و به نفع دستگاه جنایت و خیانت، تظاهرات به راه انداختن می خواهند لكه های ننگ را از سر و صورت این مستبد خونخوار شستشو كنند، غافل از آن كه با آب زمزم و كوثر هم محو نخواهد شد. تاریخ، رنجهای ملت و ستمكاری و جنایات این پدر و پسر را ضبط كرده و در فرصتی منتشر خواهد كرد.

من اكنون كه مشغول نوشتن این «غمنامه» هستم، نمی دانم كه به برادران عزیز تبریزی ما چه می گذرد. آیا شاه به جنایات خود ولو موقتاً خاتمه داده است یا نه؟ و یا می خواهد پس از آن قتل عام، بازماندگان را چنان سركوبی كند كه نفسها قطع شود؟ لكن باید بداند كه دیر شده، ملت ایران راه خود را یافته و از پای نمی نشیند تا جنایتكاران را به جای خود بنشاند و انتقام خود و پدران خود را از این دودمان سفاك بگیرد.

با خواست خداوند قهار، اكنون در تمام كشور صداهای ضدِشاهی و ضدِرژیمی بلند است و بلندتر خواهد شد و پرچم اسلام بر دوش روحانیون ارجمند برای انتقام از این ضحاك زمان به اهتزاز خواهد در آمد و ملت اسلام یكدل و یك جهت به پاس از مكتب حیاتبخش قرآن، آثار این رژیم ضدِ اسلامی و مروج زرشتی را محو خواهد كرد.

«اَلَیْسَ الصُبّح بقریبٍ»

اهالی معظم و عزیز آذربایجان – ایدهم الله تعالی – بدانند كه در این راه حق و استقلال و آزادی طلبی و در حمایت از قرآن كریم تنها نیستند، شهرهای بزرگ چون شیراز، اصفهان، اهواز و دیگر شهرها و مقدم از همه قم مركز روحانیت و پایگاه حضرت صادق – سلام الله علیه – و تهران بزرگ با آن ها هم صدا و هم مقصد و همه و همه در بیزاری از دودمان پلید پهلوی شریك شمایند. امروز شعارها در كوچه برزن هر شهر و هر ده «مرگ بر شاه» است و هر چه عمال كثیف كوشش می كنند كه جنایات را از مركز اصلی كه شاه است منحرف و به دولت یا مأموران متوجه كنند، كسی نیست كه باور كند.

عجب آن كه از قرار مسموع هیأتی از دستگاه به آذربایجان آمده است كه بی خبری شاه را از این جنایات اعلام كند و آن كس كه احتمال آن را بدهد، كی است جز سازمان ها و اعضای مجلسین كه آن ها هم احتمال نمی دهند و تظاهر به خلاف می كنند...

پی نوشتها:

1- برخی از شهیدان و مجروحین این فاجعه عبارتند از: 1- محمد تجلاّ كه دانشجو بود 2- محمدباقر رنجبر آذرفام كه بعد از ده روز به شهادت رسید. سید یحیی (رحیم) صفوی كه مجروح شد و بعد از پیروزی انقلاب به عضویت سپاه در آمد و هم اكنون به عنوان فرمانده كل سپاه مشغول خدمت به انقلاب می باشد.

2- صحیفه نور، جلد 2، ص 38-36، 8/12/1358.


برچسب ها: شرح ماجرای قیام خونین مردم تبریز در چهلم شهدای قم، قیام تبریز، قیام 29بهمن مردم تبریز،

نوشته شده در شنبه 21 بهمن 1396 توسط به جمال پاك محمد صلوات بفرست الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد

Image result for ‫22بهمن‬‎

پیروزی انقلاب در 22 بهمن:


• با فرار بختیار از ایران و اعلام بیطرفی ارتش در روز 22 بهمن 1357، انقلاب اسلامی ایران پس از سالها مجاهدت، ایثار، فداکاری و مقاومت در راه رضای الهی با رهبری بی نظیر حضرت امام خمینی و به همت مردم سرافراز ایران به پیروزی نهایی رسید و سرانجام مبارزات مردم مسلمان به بار نشست و پادشاهی 2500 ساله و ظلم و استبداد بیش از 50 ساله رژیم پهلوی در ایران، ریشه کن شد و به خواست الهی حکومت جمهوری اسلامی تأسیس شد


Image result for ‫22بهمن‬‎




.
برچسب ها: پیروزی انقلاب در22بهمن، یوم الله، 22 بهمن،

نوشته شده در شنبه 21 بهمن 1396 توسط به جمال پاك محمد صلوات بفرست الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد

مسمومیت و شهادت امام سجاد علیه السلام

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > دوران زندگی > شهادت
(cached)

غمبارترین فصل تحقیق پیرامون شخصیتهای متعالی و آرمانی بندگان برگزیده حضرت حق، حدیث جدائی و فراق آن عزیزان است :
از یک سو پر کشیدن آنان به عالم قدس و طهارت مطلق و غنود در جنت الذات
سوی دیگر محرومیت و حرمان خاکیان از بهره مندی از تشعشع وجود کامل و پر فیضشان را تداعی می کند.


حضرت زین العابدین و سید الساجدین علیه السلام که خیر محض و طهارت و قداست و زکاء صرف و صلابت و فراست و شجاعت مطلق و خدمت و دلسوزی و خیرخواهی کامل برای جامعه اسلامی و در یک کلمه مجمع الفضائل و الکمالات بودند، پس از گذاردن یک عمر پر برکت که در حساس ترین مقطع تاریخ اسلام واقع شده بود و با انجام افتخار آمیز وظائف خطیر امامت با همه دردها و مشقتها و ناراحتیها و غربتها و با مشاهده طلوع اولین ثمرات با برکت مجاهدات طاقت فرسای خود و به بارنشستن تمامی برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت که با سیاست الهی خود طراحی نموده بودند، سرانجام به دست پلید دستگاه کثیف اموی با مدیریت ثمره شجره خبیثه مروانی «ولید بن عبدالملک » مسموم و به شهادت رسیدند.

آری حضرت که وجود اقدسشان خاری بود در چشم خفاشان غاصب نظام حاکم با روشن شدن آثار وجودی آن بزرگوار که کاملاً نظام اموی را غافلگیر کرده بودند، توسط سردمداران پلید این نظام مسموم گردیدند و با رفتن خاکیان را در سوگ خود گذاشتند .

ولی آثار وجودی آن بنده برگزیده حق تا زمین و زمان به وجود ادامه می دهند، پا برجاست و هر سالک و عارضی که خواهان وصال حضرت دوست است، چاره ای جز نوشیدن از منبع آثار معنوی و عرفانی آن عارف بزرگ برجسته اند و به ویژه زمزمه نمودن مناجاتهای عاشقانه و عارفانه آن حضرت برای همه طالبان ، شفابخش و آرام بخش خواهد بود.

برای مرور به صحنه غمبار حدیث جدائی و فراق حضرت، باید عناوین زیر را به بررسی بنشینیم و در حرمان از آن خیبر مطلق، اشک غم فرو بریزیم.
برچسب ها: مسمومیت و شهادت امام سجاد علیه السلام، شهادت امام سجاد علیه السلام، شهادت امام زین العابدین(ع)،

نوشته شده در دوشنبه 24 مهر 1396 توسط به جمال پاك محمد صلوات بفرست الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد

16مهرروزجهانی کودک

universal children day 16 مهر، روز جهانی کودک

شانزدهم مهرماه (8 اکتبر) در برخی نقاط دنیا از جمله ایران روز جهانی کودک است.

روز جهانی کودک بهانه ای برای ورود به جهان کودکان است؛ برای ورود به این جهان باید آگاهی های خود را فراموش کنیم و با ناآگاهی های کودکانمان همراه شویم. آموختن زبان کودکانه نیز قدم بعدی است.

در سال 1946 بعد از جنگ جهانی دوم در اروپا ، انجمن عمومی سازمان ملل به منظور حمایت از کودکان ، مرکز یونیسف را که ابتدا انجمن بین المللی ویژه کودکان سازمان ملل نام گرفت ایجاد کرد.

در سال 1953، یونیسف یکی از بخشهای دائمی در سازمان ملل گردید . و روز 8 اکتبر ” روز جهانی کودک ” نام گذاری شد.

یونیسف اعلام داشته که تنها با اختصاص پنج دلار برای هر کودک می توان جان 90 درصد از کودکانی را که سالانه می میرند ، نجات داد.

وظیفه انجمن کمک به کودکان یعنی یونیسف ، مراقبت از کودکان و برآوردن نیازهای اولیه آنها در سالهای ابتدایی زندگی؛ ترغیب و تشویق والدین به تعلیم فرزندان می باشد.

همچنین تلاش این انجمن برای کاهش بیماری ، مرگ و میر در کودکان و حمایت از آنها هنگام جنگ و حوادث طبیعی و … است .

کودکان، آسیب پذیرترین گروه در هر جامعه هستند و از هیچ چیز آنان از جمله غذا، پوشاک و نیازهای دیگرشان نباید کاست. عدم توجه به وضعیت کودکان به علت مشکلات اقتصادی و کاستن بودجه‌هایی که شرایط زندگی و حیات کودکان را خدشه‌دار می‌سازد نه توجیه اقتصادی دارد و نه حرکتی انسانی محسوب می‌شود.

در مقدمه کنوانسیون حقوق کودک آمده است که:

« کودک باید در فضایی سرشار از خوشبختی ، محبت و تفاهم بزرگ شود ».



برچسب ها: 16مهرروزجهانی کودک، کودک،

نوشته شده در جمعه 14 مهر 1396 توسط به جمال پاك محمد صلوات بفرست الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد

ورود اهل بیت به كوفه

    راوی می گوید امام را بر شتری لاغر و برهنه (بی حجاز) سوار كرده بود و دیده بانان در پشت سر او و اطراف اسرا حلقه وار با نیزه های كشیده محافظت می كردند و اگر از هر كدام از اسرا اشكی سرازیر می شد سرش را با نیزه می كوفتند و خون از پاهای امام سجاد جاری بود. همینطور روایت شد سواری كه سر حضرت عباس (ع) را به گردن اسبش آویخته بود زیباترین مردم بوده است كه رویش مثل قیری سیاه شد و خودش می گوید هر شب دو مامور مرا در آتش می اندازند و به بدترین حالت مرد.

ابن سعد اسیران را آورد و چون نزدیك كوفه رسیدند مردم كوفه به تماشای آنها جمع شدند. اهل كوفه از وضع آنها شیون سر دادند امام سجاد (ع) فرمود برای ما شیون می كنید؟ پس چه كسی ما را كشت؟ امام حالش خیلی بد بود برای همین اولین بار خانم خطبه قرّاء خود را قرائت كرد. خانم زینب اشاره كردند تا مردم خاموش شدند نفس مردم در سینه ها حبس شد بعد از ستایش خداوند و صلوات بر پیامبر فرمود (اما بعد، ای اهل كوفه، ای اهل لاف زدن و پیمان گسستن و عقب كشیدن، حالا گریه ها خاموش نشود و ناله ها فرو ننشیند، همانا مثل شما، مثل آن زنی است كه رشته محكم خود را واتابد و شما پیمان خود وسیله دغلی ، سازید جز لاف و خودبینی و گزاف و دروغ در شما چیزی نیست، تملق گوئی كنیزان و كرشمه نوازی دشمنان را شیوه خود كرده اید ...حالا چه برای خود پیش آوردید كه خدا بر شما خشم كرد و در عذاب ابد جا كردید برای پدرم گریه كنید!؟ آری بخدا باید گریه كنید زیرا شما را همان گریه شایسته است زیاد بگریید كه چنان آلوده ننگ و گرفتار رسوائی آن هستید كه هرگز نتوانید آنرا شست چگونه خون زاده خاتم نبوت و معدن رسالت از خود بزدائید كه سید جوانان اهل بهشت و پناهگاه جمع شما بود او برای شما جایگاه آرامش و سازش بود درد شما را درمان می كرد و از پیش آمدهای بد، شما را نگهداری می كرد، در ستیزه جوئی با هم به او مراجعه می كردید منطق درست شما به او تكیه داشت و او چراغ راه شما بود. هلا چه بد برای خود پیش آوردید و چه به باری برای قیامت خود به دوش گرفتید، نابودی، سرنگونی . تلاشها بر باد رفت و دستها از كار ماند و معامله، سرمایه را به باد داد، در خشم خدا جای گرفتید و سكه خواری و گدایی بر جبین شما زدند. وای بر شما می دانید چه جگر گوشه ای از رسول الله (ص) را پاره كردید؟ و چه پیمانی از او شكستید؟ و چه خاندان گرامی از او به بازار آوردید؟ و چه پرده حرمتی از او دریدید؟ و چه خون از او ریختید؟ چیز ناهنجاری آوردید كه بسا آسمانها از هم فرو ریزد و زمین بپا شد و كوهها با خاك یكسان شود به اندازه روی رزمین و به اندازه گنجایش آسمانها، عروس اعمال شما بی مو، بی سابقه، بدنما، كور و زشت و كج خلق است، متعجب شوید اگر كه آسمان خود ببارد؟ عذاب برای آخرت رسوا كننده تر است و آنان یاوری بجویند، مهلت شما را سبك سر نكند، زیرا كسی بر قوای عز و جل پیش دستی نتواند كرد و خون خواهی از او قوت نخواهد شد سپس چند بیت شعر خواند و سپس روی از آنان برگرداند)

نكته اول : شرح این خطبه را كتابی بزرگ با لسان عالمی عارف در خور است، بلاغت و شیوایی و شهامت موعظه و موشكافی اخلاق فاسد دشمن خونخوار كه از حنجره زنی اسیر و گرفتار خارج شده است.

نكته دوم: شیون زینب نه از این جهت است كه برادران خود و فرزندانش را از دست داده و به اسارت گرفته شده بلكه او در یك موج بی پایان تأسف بر حال ملت اسلامی و مردم كوفه می نگرد كه با كشتن امام حسین (ع) وضع عالم اسلامی به كجا كشیده شده است و كاخ عدالت فر ریخته و دیگر این مردم روی آسایش نخواهند دید و از فیوضات معنویه دین نتوانند بهره مند شد و تا همیشه خود و نسل خود را ننگین كرده اند و در آینده سیل خون در محیط كوفه به راه می افتد و همه خانواده ها داغدار خواهند شد و در نهایت، این محیط آباد تبیدل به ویرانه ای انباشته از خاك و خون خواهد گردید .

نكته سوم: حضرت زینب با این خطبه آتشین، انقلاب را آغاز نمود و و اول نتیجه ای كه گرفت این بود كه خاندان نبوت را از خطر بزرگی كه آنها را تهدید می كرد نجات داد زیرا هر لحظه ممكن بود ابن زیاد كه اكنون مست پیروزی است فرمان قتل عام آنها را صادر كند و ذریه رسول الله را به بردگی گیرد و به بازارهای دور دست كفار بفرستد ولی خانم چنان ماهرانه نطق كردند كه مردم كوفه را لرزاند راویان گفته اند دیدیم بعد از این خطبه همه مردم سرگردان شدند و انگشت پشیمانی گاز می گیرند.امام سجاد (ع) فرمود عمه جان بس كن تو نیاموخته ، دانش اندوختی و خانم بعنوان اینكه فرمان امامش است سكوت نمودند اسرا از مركب پیاده شدند و زنان وارد چادر شدند. سپس امام سجاد برابر مردم ایستاد و اشاره به سكوت نمود و خداوند را امر فرمود و بر پیامبرش صلوات فرستاد و فرمود : ای مردم، هر كه مرا می شناسد كه می شناسد، هر كه نشناسد من علی بن الحسینم كه پدرم را بر كنار فرات، بیگناه سر بریدند من پسر آن كسی هستم كه پرده حرمتش را دریدند و نعمت زندگانیش را ربودند و مالش را چپاول كردند و خاندانش را اسیر كردند، من پسر كسی هستم كه او را دسته جمعی كشتند و همین افتخار مرا بس، ای مردم شما را به خدا ، می دانید كه به پدرم نامه دعوت نوشتید و او را گول زدید و از طرف خود عهد با او بستید و با او بعیت كردید و در عوض با او نبرد كردید و او را تنها گذاشتید نابود كند شما را آنچه برای خود پیش آوردید. و زشت باد نظریه شما، با چه چشمی به رسول الله (ص) نگاه می كنید؟ آنگاه كه به شما گوید: عترتم را كشتید و حرمتم را بردید و از امتم نیستید.  آواز مردم به گریه بلند شد و یكدیگر را فریاد می زدند كه هلاك شوید سپس امام سجاد (ع) فرمود : (رحمت خدا بر آن اندرزم را بپذیرد و سفارشم را در راه خدا و رسول خدا و خاندانش نگهدارد كه ما را نسبت به رسول خدا پیروی خوبی است) مردم گفتند یابن رسول الله، ما همه شنوا و فرمانبردار شمائیم بما دستور بده، ما در جنگ و صلح با تو هستیم و هر كس به تو و ما ستم كرده خونخواهی كنیم امام فرمود : «هیات، هیهات، ای دغل بازان پر نیرنگ، میان شما و هوس بی جای شما مانع بزرگی است می خواهید به من رو كنید به همان وضعی كه پیش از این به پدرانم رو كردید نه هرگز، هنوز زخم عمیق كشته شدن پدر و خاندانم در روز گذشته به هم نیامده داغی كه بر دل رسول الله (ص) و پدرم و فرزندانشان آمده فراموشم نشده، استخوانهای گردنم را از هم فاصله انداخته، و تلخی آن در میان حلقوم و حنجره ام مانده و تا استخوان سینه گلوگیر من است خواهشم این است كه نه به سود ما باشید و نه به زیان ما».

راوی می گوید مردم از گریه و شیون جنجال كردند، زنها، موپریشان نمودند و خاك بر سر ریخته و چهره خراشیده و سیلی به صورت زده و مردها می گریستند و ریش بر می كندند و مانند آنروز، زن و مرد گریان دیده نشده بود.

راوی می گوید اهل كوفه، خرما و نان و گردو به دست كودكان خود دادند كه بر محمل اسیران بدهند ام كلثوم فریاد زد، صدقه بر ما حرام است و آنها را از زبان و دهان بچه های اسیر می گرفت و به زمین می انداخت. سپس ابن زیاد دستور داد سر بریده حسین (ع) را جلوی آنها برند و سرهای شهدا را بر نیزه ردیف كردند و مقابل اسیران كشیدند تا آنها را بعد از جریانات خطبه حضرت زینب(س) و سجاد (ع) به كاخ ابن زیاد بردند. سر مقدس امام را آوردند و ابن زیاد آن را جلوی خود گذاشت و به آن نگاه كرد و لبخند می زد و با چوبدستی به دندانهای جلوی حضرت می كوفت و می گفت حسین چه خوش دندان است راوی می گوید به خدا قسم دیدم كه پیامبر جای چوب او را كه می زد بوسیده بود.

زیدبن ارقم كه از دوران كودكی در پرورش پیغمبر اسلام بود و در غزوات بسیاری همراه حضرت بود ولی سیاست زنجیروار بنی امیه به وی سخت بود كه این مردان را خانه نشین كرده بود و شهامت ابا عبدالله الحسین (ع)  این عناصر فعال را مشتعل نمود لذا در مجلس ابن زیاد، وقتی می بینید ابن زیاد گفت خدایت تو را بگریاند اگر بخدا پیر نبودی و خردت از بین نرفته بود، گردنت را می زدم سپس زید بن ارقم برخاست و بیرون رفت و از دارالاماره خارج شد و به مردم گفت ای گروه عرب، شما از امروز دیگر بنده هستید، پسر فاطمه را كشتید و پسر مرجانه را فرمانده خود كردید او نیكان شما را می كشد و بدان شما را بنده خود می كند، تن به خواری دادید، مرگ بر كسی كه تن بخواری دهد.

روایت شده سر را ابن زیاد برداشته و بر رو و موی او می نگریست ، ناگاه لرزه بر دست شومش افتاد و آن سر مكرم را بر روی ران خود نهاد، قطره خونی چكید و از جامه های آن ملعون در گذشت و رانش را سوراخ كرد چنانكه تا سوراخ شد و هر چه جراحان سعی نمودند معالجه نشد لاجرم ابن زیاد دائم با خود مشك نگه می داشت تا بوی بد ظاهر نشود.

شیخ ابوجعفر طوسی روایت كرده وقتی سر ابن زیاد را برای مختار آوردند، مشغول غذا خوردن بود و خدا را بر این پیروزی حمد گفت و اظهار داشت وقتی سر حسین را نزد ابن زیاد بردند مشغول غذا خوردن بود وقتی مختار از خوردن غذا خارج شد برخاست و با كفش خود روی ابن زیاد را مالید و آن كفش را به غلام خود داد و گفت آن را بشوی كه بر روی نجس نهاده ام .

شیخ مفید: اسرا را نزد ابن زیاد بردند و زینب (س) هم ناشناس با جامه های بسیار ساده وارد شد خانم زینبت در گوشه قصر نشست و زنان اسیر دور او جمع شدند. ابن زیاد گفت این زن كه با زنان دیگر كه گوشه ای نشسته اند كیست؟

زینب (س) جوابش را نداد سه بار پرسید یكی از زنان گفت این زینب دختر فاطمه بنت رسول الله (ص) است. ابن زیاد به او رو كرد و گفت حمد خدا را كه شما را رسوا كرد و كشت خانم فرمود حمد خدا را كه ما را به پیغمبر گرامی داشت و از پلیدی ها به نهایت ، پاكیزه نمود همانا فاسق رسوا می شود و فاجر دروغ می گوید و او جز ما می باشد ابن زیاد گفت خدا با خاندانت چه كرد؟ فرمود برای آنها شهادت را مقدر كرده بود و به آرامگاه خود رسیدند و تو در محضر امام، محاكمه خواهی شد. پس ببین آنروز پیروزی با كیست؟ سپس زینب فرمود ای پسر مرجانه، مادرت بر تو بگرید ابن زیاد عضب كرد و قصد كشتن او را كرد كه عمر وبن حریث گفت ای امیر او زن است و زن را به گفتارش مواخذه نكن. سپس امام سجاد (ع) را نزد او آوردند، ابن زیاد گفت تو كیستی؟ فرمود علی ابن الحسین گفت خداوند علی ابن الحسین را مگر نكشته است امام سجاد فرمود من برادری داشتم به نام علی كه مردم او را شهید نمودند ابن زیاد گفت خدا او را كشت سپس امام فرمود الله یتوفی لا نفس حین موتها (سوره زمر – آیه 42) وقت مرگ، خداوند جان را قبضه كند . ابن زیاد غضب كرد و گفت باز هم جرأت جواب مرا دادی او را ببرید و گردن بزنید زینب به او چسبید و گفت ابن زیاد ، خونهایی را كه از ما ریختی برای تو بس است و او را در آغوش كشید و گفت بخدا من از او جدا نشوم، اگر می كشی مرا هم با او بكش. ابن زیاد به آنها نگریست و گفت در ترحیم چه اسراری عجیب است؟ بخدا گمان دارم دوست دارد كه او را با وی بكشم او را رها كنید كه من او را به درد خود گرفتار می بینم همین موقع امام سجاد فرمود عمه جان ، بس كن تا من با او سخن بگویم رو به ابن زیاد كرد و فرمود مرا از كشتن می ترسانی مگر نمی دانی كه كشته شدن، عادت ماست و كرامت ما شهادت است. سپس ابن زیاد امام بیمار و خاندان او را در خانه ای كه جنب مسجد بزرگ كوفه بود باز داشت كرد و حضرت زینب فرمودند زنان عرب حق ندارند نزد ما بیایند سپس ابن زیاد فرمان داد امام سجاد را زنجیر نمودند و با زنان حرم به زندان بردند و درب را بستند و بعد مڟده كشتن امام حسین را به اطراف نوشت و اسیران را با سر حسین(ع) به شام فرستاد.


برچسب ها: ورود اهل بیت به كوفه، وروداسرابه کوفه،

نوشته شده در چهارشنبه 12 مهر 1396 توسط به جمال پاك محمد صلوات بفرست الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد

درس‏هاى عاشورا همواره بحثى زنده، حیات‏بخش و حركت‏آفرین است. هر چند این رویداد در مكان و زمان محدودى به وقوع پیوست، امّا درس‏هاى آن ویژه زمان و مكان مشخصى نیست. اگر تا دیروز عده‏اى مى‏پنداشتند كه عاشورا حادثه‏اى مقطعى است، امروز با توجه به تعالیم عاشورایى امام خمینى و در نتیجه استقرار حكومت اسلامى، باید به عنوان رویدادى تلقّى شود كه در طول تاریخ مى‏تواند درس‏آموز بوده و پایه‏هاى ستم و استبداد را از بیخ و بن براندازد:


«واقعه عظیم عاشورا از سال 61 هجرى تا خرداد 42 و از آن زمان تا قیام حضرت بقیةالله ارواحنا لمقدمه الفداه، در هر مقطعى انقلاب‏ساز است.»[14] پس از سال 61 هجرى، این رویداد در عرصه رفتار سیاسى الگوى بسیارى از حركت‏ها شده است: حركت توّابین، مردم مدینه، قیام مختار، نهضت زیدبن على، قیام محمد نفس زكیّه و ابراهیم فرزندان عبداللّه...تا قیام و نهضت مقدس ملت ایران به رهبرى امام خمینى همه و همه با الهام از عاشورا سازماندهى شده‏اند. اقبال لاهورى، استقلال و نجات پاكستان را مرهون قیام عاشورا دانسته است.[15] گاندى، نیز، نهضت عاشورا را الهام‏بخش خود در رهایى هندوستان مى‏داند.[16] ما در این مقال، در صدد تجزیه و تحلیل قیام و انقلاب‏هایى كه در پى رویداد عاشورا صورت گرفته‏اند نیستیم و همچنین در پى صداقت و یا درستى و نادرستى این نهضت‏ها نیز نیستیم؛ ما بر آنیم كه اشاره كنیم كه رویداد عاشورا در گذشته در عرصه رفتار سیاسى منشأ حركت‏هایى علیه حاكمان ستم در دوره‏هاى گوناگون بوده و هست. و در یك كلمه اگر نهضت بزرگ عاشورا را الگو و اسوه همه حركت‏هاى حق‏طلبانه و عدالت‏خواهانه بنامیم و بدانیم سخنى به گزاف نگفته‏ایم. مصعب ابن زبیر با این‏كه خود را رقیب امام‏حسین(ع) براى حكومت مى‏دانست مى‏گوید: «و ان الاولى بالطف من آل هاشم تاسوا فسنوا الكرام التاسیا[17]
مردان بزرگوارى از آل هاشم در برابر ستم مقاومت نشان دادند كه براى بزرگان تاریخ نمونه و الگو است.» بسیارى از نویسندگان، شاعران و تاریخ نگاران مسلمان و غیر مسلمان از درس‏آموزى این رویداد براى همه جهانیان سخن گفته‏اند. از باب نمونه یكى از نویسندگان مصرى به نام عباس محمود عقاد، با قلم توانایش در كتاب: «ابوالشهداء حسین بن على(ع)» چنین‏مى‏نویسد:
«نه تنها مسلمانان بلكه غیر مسلمانان از این حادثه درس جوانمردى، ایثار و مقاومت در برابر ستمگران گرفتند. از سفیر مسیحى كه در همان مجلس یزید به او اعتراض كرد بگیریم تا برسیم به قرون میانه، تا روزگار خودمان.»[18] آرى عاشورا از چنان عمق و غنایى برخوردار است كه تا پایان تاریخ، پیام آور ارزش‏هاى والاى انسانى و الهام‏بخش انسان‏هاى آزاده و خداجو خواهد بود. عاشورا دانشگاهى است كه همه طبقات از زن و مرد، كوچك و بزرگ، باسواد و بى‏سواد، سیاه و سفید، مسلمان و غیر مسلمان از آن درس مى‏آموزند و در این دانشگاه همواره استادان بنامى چون: حسین بن على(ع)، قمر بنى‏هاشم، زینب كبرى و دیگر عاشورائیان تدریس مى‏كنند. ولى متأسفانه ما تاكنون نتوانسته‏ایم ارزش‏هاى عاشورا را آن چنان كه شاید و باید به جوامع جهانى بشناسانیم. در یكى از فیلم‏هایى كه بر ضد اسلام به وسیله B.B.C با نام شمشیر اسلام، تهیه شده، بخش مهمّى از آن را عزادارى و سوگوارى‏هاى دوستداران امام‏حسین(ع) تشكیل مى‏دهد. مفسّر این فیلم مى‏گوید:
«باید مراقب بود كه اگر این عزادارى‏ها و این همه عشق هدف‏دار شود و به سوى قلب غرب نشانه رود، دیگر هیچ سلاحى نمى‏تواند در برابر آن مقابله كند.»[19] با توجه به سخنان فوق، مهم جهت‏دار شدن مراسم عاشورا و شناخت درس‏هاى آن در ابعاد گوناگون است. فداكارى و ایثار، صبر و استقامت، شهادت و شجاعت، تعهد و مسؤولیت، صداقت و وفادارى، قاطعیت در راه هدف، دفاع از امامت و ولایت، دفاع و پاسدارى از دین و ارزش‏ها، تولى و تبرى، ستیز با ستم و ستمگران، با فساد و مفسدان، دستور به نیكیها، پرهیز از بدیها و زشتیها، انس با قرآن، ترویج فرهنگ نماز، نهراسیدن از نیروى دشمن، پرهیز از سستى و تنبلى در برابر تجاوز به ارزش‏ها، افشاى چهره دشمنان اسلام، توجّه به معنویات حتّى در جبهه جنگ، نفى نژادپرستى، توبه، دعا، استغفار، تسلیم در برابر خدا، قیام براى خدا و...بخشى از درس‏هاى عاشورا است. البته همین درس‏ها كافى است كه یك ملّت را از ذلت به عزت برساند و همین درسها مى‏تواند جبهه كفر و استكبار را شكست بدهد. همان‏گونه ملت ایران با الهام از همین درس‏هاى عزّت‏بخش استبداد و استعمار را به زانو درآورد و باز همین درس‏ها بود كه نقش خود را در جنگ تحمیلى به نمایش گذاشت. آن چه آوردیم فهرست بخشى از درس‏ها و آموزه‏هاى عاشورا بود. صدها بلكه هزارها هزار درس از رویداد عاشورا مى‏توان آموخت. شرح و تفصیل درس‏هاى یاد شده در این مقال نمى‏گنجد. از این روى، به شرح نمونه‏هایى از درس‏ها در عرصه رفتار سیاسى بسنده‏مى‏كنیم:
1. عدالت‏خواهى و ستم‏ستیزى

ستیز با ستم و ستمگران به ویژه حاكمان ستم و بر پایىِ عدل یكى از درس‏هاى عاشورا در عرصه رفتار سیاسى است. عاشورا به ما مى‏آموزد كه انسان مسلمان نمى‏تواند در برابر ستم و ستمگران سكوت كند و بى‏تفاوت بماند؛ اگر سكوت كرد در حكم همان ستمكار است. امام‏حسین(ع) در یك سخنرانى كه در منزل «بیضه» در برابر سپاهیان حرّ فرمودند:
«اى مردم. رسول خدا(ص) فرمود: اگر كسى حاكم ستمگرى را ببیند كه حلال خدا را حرام مى‏كند، عهد و پیمان الهى را مى‏شكند، و با سنت رسول خدا مخالف است، و با بندگان خدا به ستم و بیدادگرى رفتار مى‏كند، پس با گفتار و كردار در برابرش نایستد بر خداست كه این فرد را نیز با همان حاكم ستمكار محشور كند.»[20] آن بزرگوار سپس از بنى‏امیه و پیروان آنها به عنوان نمونه و مصداقى از سخنان پیامبر گرامى اسلام یاد كرده و مى‏فرماید:
«مردم آگاه باشید كه بنى‏امیه و اتباع آنها پیرو شیطانند و از پیروى و بندگى خداى بخشنده سرپیچى كرده‏اند، فساد و تباهى را آشكار ساخته‏اند و حدود الهى را تعطیل كرده‏اند و اموال مردم را به خود اختصاص داده‏اند. حرام خدا را حلال و حلالش را حرام كرده‏اند. من از هر كس شایسته‏ترم كه وضع موجود را تغییر دهم...پس لازم است از روش من پیروى كنید زیرا عمل من براى شما حجّت و سرمشق است...»[21] از سخنان یاد شده چند نكته اساسى زیر استفاده مى‏شود:

1. مبارزه با ستم ستمگران و متجاوزان به حدود و قوانین دین واجب است. این برنامه باید سر لوحه زندگى امت اسلامى در گستره تاریخ در هر سرزمینى باشد.

2. سكوت در برابر حاكم ستم، گناهى بس بزرگ و در حدّ گناه همان حاكم ستم است.

3. حكومت یزیدى از مصادیق حاكمان ستم و متجاوزان به حدود و قوانین الهى است. از این روى مبارزه با او نیز تكلیف الهى است. امام در نامه‏اى به مردم كوفه مى‏نویسد:

«فلعمرى ما الامام الّا الحاكم بالكتاب، القائم بالقسط، الدائن بدین الحق، الحابس نفسه على ذات الله؛[22]

به جان خودم سوگند، امام و پیشوا تنهاكسى است كه برابر كتاب خدا داورى كند. دادگر و متدین به دین حقّ باشد. وجود خویش را وقف و فداى فرمان خدا كند.» امام‏حسین(ع) در همین نامه سخنان مردم كوفه را كه نوشته بودند: «لیس لنا امام؛ ما امام نداریم، تأیید كرده است، چرا كه آن بزرگوار یزید را داراى شرایط امامت و حكومت نمى‏داند. زیرا كه اجراى حقِّ و عدالت، عمل به كتاب خدا از شرایط امام و حاكم است و یزید هیچ یك از این شرایط را ندارد.


2. یكى دیگر از درس‏هاى عاشورا در عرصه رفتار سیاسى، درس عزّت است.

امام‏حسین(ع) و دیگر عاشورائیان با گفتار و عمل خود به ما آموختند كه برخورد مسلمانان با یكدیگر چه در داخل كشور و چه با خارج كشور باید از موضع عزّت باشد. چرا كه در فرهنگ اسلامى، مسلمان عزیز است و هرگز نباید تن به ذلت و خوارى بدهد. ذلت و خوارى با مسلمانى قابل جمع نیست. بنابراین، مسلمانى كه ذلّت را پذیرفته مسلمانى‏اش كامل نیست. بر این اساس دو نوع زندگى خواهیم داشت: زندگى ذلیلانه و زندگى عزتمندانه. زندگى عزتمندانه در پرتو پذیرش ولایت خدا و اولیاء خدا، و زندگى ذلیلانه در پرتو پذیرش ولایت كفر و شرك و دشمنان خداست. همراهى و دوستى با دشمنان خدا نیز ذلت و خوارى است. بر همین اساس قرآن كریم مى‏فرماید:
«یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا عدوى و عدوكم اولیاء؛[23]


اى مؤمنان، دشمن من و دشمن خود را به ولایت بر نگیرید.» عزّت در سخن و عمل همه عاشورائیان تجلى دارد، ولى در سخن و عمل امام‏حسین(ع) از همه بیش‏تر. همه این بزرگواران مرگ با عزّت را زندگى و زندگى با ذلّت را عین مرگ مى‏دانستند. یكى از شعارهاى امام‏حسین(ع) در روز عاشورا این بود: الموت خیرٌ من ركوب العار و العار خیر من دخول النّار.[24]
مرگ از پذیرش ننگ بهتر، و ننگ از ورود در آتش سزاوارتر است.» و نیز آن بزرگوار در روز عاشورا مى‏فرمود:
«این ناكس پسر ناكس مرا به پذیرش یكى از دوكار ناچار كرده است.
یا شمشیر كشیدن و كشته شدن و یا پذیرش ذلّت. ذلت از خاندان ما به دور است. هیهات كه ذلت و زبونى را اختیار كنم. نه خدا به ذلت من راضى است، نه رسول خدا و نه مؤمنان و نه دامن‏هاى پاكى كه مرا تربیت كرده‏اند. همچنین مردان غیرتمند و آزاده، كشته شدن را بر پیروى از انسان‏هاى پست ترجیح مى‏دهند.»[25] آرى، امام‏حسین(ع) در دامن پدر و مادرى تربیت شده است كه مرگ با عزّت را زندگى، و زندگى با ذلّت را عین مرگ مى‏دانست:
«فالموت فى حیاتكم مقهورین و الحیاة فى موتكم قاهرین.»[26] آن بزرگوار در جاى دیگرى مى‏فرماید:
«و الله لا اعطیكم بیدى اعطاء الذلیل و لا افرّ فرار العبید؛[27]
به خدا سوگند همانند افراد فرومایه تسلیم شما نمى‏شوم و مانند بردگان نیز فرار نمى‏كنم.» عزّت حسینى به او اجازه نمى‏دهد كه براى این‏كه چند روز بیش‏تر زنده بماند با فردى همانند یزید بیعت كند. چرا كه بیعت با یزید به معناى تأیید حكومت و كارهاى ناپسند او است. چنین كارى نه تنها شایسته آن امام همام كه حتى یاران او نیز نیست. در سخنان یاد شده، امام(ع) به ما مى‏آموزد كه در برابر غیر خدا عزیز و سربلند باشید و تنها در پیشگاه خدا متواضع باشید. آن بزرگوار در جاى دیگر مى‏فرماید:
«فانى لا ارى الموت الّا سعادة و الحیاة مع الظالمین الّا برما؛[28]
من در چنین محیط ذلت‏بارى مرگ را جز سعادت و زندگى با این ستمگران را جز رنج و نكبت‏نمى‏دانم.» سخنان و رفتار امام‏حسین(ع) و دیگر عاشورائیان درس است به همه شیعیان به ویژه كارگزاران نظام اسلامى و هشدارى است به كسانى كه خود را شیعه مى‏دانند ولى در این حال خود را در اختیار غیر خدا قرار داده و مرعوب و تسلیم قدرت‏هاى بزرگ شده‏اند و دیگران را نیز به این ذلّت فرا مى‏خوانند.
3. پاسدارى از اسلام و ارزش‏هاى اسلامى

پاسدارى از اسلام و ارزش‏هاى اسلامى یكى دیگر از درس‏هاى عاشورا در عرصه رفتار سیاسى است. پیش از یادآورى این درس از سوى امام‏حسین(ع) و دیگر عاشورائیان یادآورى این نكته مفید مى‏نماید كه: در فلسفه سیاسى، امروزه در باره نقش حكومت در تأمین سعادت، اخلاق و معنویت گفت و گو بسیار است. برخى (حكومت‏هاى لیبرال) بر این باورند كه این‏گونه امور در قلمرو مسائل خصوصى افراد جاى دارد. از این روى، حكومت در این باره هیچ مسؤولیتى ندارد. امّا در اندیشه سیاسى اسلام، با دلیل‏هاى بسیار این‏گونه امور جزو قلمرو حكومت است. نه تنها حاكم و همه كارگزاران حكومتى باید به اسلام و ارزش‏هاى اسلامى باور داشته باشند كه همگان موظف به تبلیغ و پاسدارى از آن مى‏باشند. بر همین اساس هنگامى كه اسلام و ارزش‏هاى آن از سوى امویان مورد تهاجم قرار گرفته بود و یزید و كارگزارانش به روشنى بر خلاف احكام اسلام و دستورهاى آن عمل مى‏كردند ولى در عین حال رفتار خودرا در برابر اسلام مى‏نمایاندند، امام‏حسین(ع) براى پاسدارى از اسلام قیام كرد چرا كه اگر امام‏حسین(ع) قیام نمى‏كرد دیرى نمى‏پایید كه از اسلام جز نامى باقى نمى‏ماند. حكومت یزید درصدد نابودى اصل اسلام بود. از این روى وقتى كه امام‏حسین(ع) دعوت به سازش و بیعت با یزید شد فرمود:
«انّا لله و انّا الیه راجعون، و على الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید؛[29]
در این صورت باید از اسلام براى همیشه چشم پوشید، هنگامى كه امت به زمامدارى فردى چون یزید گرفتار آید.» امام(ع) در بسیارى از موارد از جمله در نامه‏اى كه از مكّه به مردم بصره مى‏نویسد همچنین به هنگام رویارویى سپاه امام(ع) با سپاه حرّ نیز پاسدارى از اسلام را وظیفه همه مسلمانان دانسته و از آنان مى‏خواهد كه او را در این راه یارى دهند. در نامه آن بزرگوار به سران قبائل بصره چنین آمده است:
«شما را به كتاب خدا و سنّت پیامبر(ص) فرا مى‏خوانم. زیرا در شرایط و وضعیتى قرار گرفته‏ایم كه سنّت پیامبر(ص) از میان رفته و جاى آن را بدعت گرفته است. اگر دعوت مرا بپذیرید شما را به راه سعادت راهنمایى مى‏كنم.»[30] آن بزرگوار در جاى دیگر مى‏فرماید:
«لو لم یستقم دین جدّى الّا بقتلى فیا سیوف خذینى،[31]
اگر دین جدّم جز به كشته شدن من استوار نمى‏ماند پس اى شمشیرها مرا فرا گیرید.» با سخنان یاد شده امام(ع) به ما مى‏آموزد كه اگر براى پاسدارى از اسلام راهى به جز فداكارى و ایثار و كشته شدن نباشد باید جان خود را فداى اسلام كرد. نه تنها امام‏حسین(ع) كه همه یاران او هدفى جز پاسدارى از اسلام نداشتند. از باب نمونه، در آن هنگام كه دست راست قمر بنى‏هاشم قطع مى‏شود مى‏فرماید:
«به خدا سوگند اگر چه دست راست مرا قطع كردید ولى من تا زنده هستم از دین خودم حمایت خواهم كرد.»
4. شهادت در راه خدا

سیاست‏مداران حرفه‏اى در مبارزه دو گروه با یكدیگر بر توازن قوا تأكید مى‏كنند و از درگیرى مبارزان با دشمنى كه از جهت عِدّه و عُدّه برتر است، بر حذر مى‏دارند و آنان را به سكوت و گوشه‏گیرى فرا مى‏خوانند. روشن‏فكران آن زمان نیز امام‏حسین(ع) را از درگیرى با یزید كه تا بن دندان مسلح بود بر حذر مى‏داشتند، امّا منطق آن بزرگوار چیز دیگرى بود. او و دیگر عاشورائیان از ایستادگى در برابر یزید و حكومت اموى هرگز تردیدى به خود راه ندادند و با ایثار جان خود درخت اسلام را آبیارى كردند. كشته شدن در راه خدا هر چند از سوى انسان‏هاى ظاهر بین جدا شدن از دنیا و لذایذ آن است، ولى از نگاه انسان‏هاى وارسته، شهادت پایان رنج‏ها و سختى‏ها و رسیدن به لقاء الله است. آخرین آرزوى این‏گونه انسان‏ها شهادت است. اسلام با تحول در بینش‏ها و ارزش‏ها انسان‏هایى را تربیت كرد كه براى دفاع از مكتب، از جان و مال خویش مى‏گذشتند و در میدان جهاد و شهادت پدر و پسر بر یكدیگر پیشى مى‏گرفتند.[32] و گاه براى حضور یكى از آن‏ها در صحنه جنگ و جهاد و ماندن یكى از آن‏ها در خانه، كار به قرعه مى‏كشید.[33] وقتى كه امام‏حسین(ع) مى‏خواست از مكّه حركت كند در خطبه‏اى، از زیبایى مرگ در راه خدا سخن گفت و از همراهان خواست هر كس آمادگى كشته شدن در راه خدا دارد همراه ما بیاید:
«من كان باذلاً فینا مهجته موطّنا على لقاء الله نَفْسَهُ فلیرحل معنا،[34]
هر یك از شما حاضر است در راه ما از خون قلب خویش بگذرد و جانش را در راه ما نثار كند آماده حركت با ما باشد.» در جاى دیگر آن بزرگوار مى‏فرماید:
«اگر این بدن‏ها براى مرگ آفریده شده‏اند پس چه بهتر كه به صورت شهادت باشد.»[35] استقبال از مرگ در راه عقیده و آرمان نزد ملت‏هاى دیگر هم ارزشمند است. مردم آزاده دیگر نیز چنین مرگى را تقدیس و ستایش مى‏كنند و آن را برتر از زندگى ذلت‏بار و زیر ستم و همراه با ننگ و پستى مى‏دانند. بنابراین، چه قدر سست و بى‏پایه است سخنان كسانى كه امروزه، شهادت‏طلبى را «خشونت» خوانده و آن را محكوم مى‏كنند. سخنان اینان از عقل و نقل هر دو به دور است. كوتاه سخن این‏كه تلاش و فداكاى و ایثار جان و مال در راه عقیده و هدف‏هاى الهى تا كشته شدن و شهادت در راه خدا یكى از درس‏هاى رویداد عاشورا در عرصه رفتار سیاسى است، یعنى انسان در عرصه سیاسى گاه به جایى مى‏رسد كه باید در راه هدف و آرمان‏هاى الهى فداكارى كند و از جان و مال خود بگذرد. این یكى از درس‏هاى امام‏حسین(ع) و دیگر عاشورائیان در قضیّه‏كربلاست.
5. جمع بین سیاست و معنویت

جمع بین حضور در عرصه‏هاى سیاسى و توجّه به معنویات یكى دیگر از درس‏هاى عاشورا است. غفلت از نیازهاى روحى و معنوى به ویژه براى كسانى كه درگیر كارهاى مهم و سنگین‏اند و مسؤولیت‏هاى بالایى دارند خطرساز و خطرآفرین است كه باید در برابر آن هشیار بود. امام‏حسین(ع) در آن هنگام كه رویاروى دشمن ایستاده و حتّى در آن هنگامى كه در محاصره دشمنان است، هرگز از این مسأله غفلت ندارد. از این روى، در تاریخ آمده است كه در شب عاشورا در میان خیمه امام‏حسین(ع) جنب و جوش عجیب و نشاط فوق‏العاده‏اى به چشم مى‏خورد؛ یكى مشغول دعا و مناجات با خداست و آن دیگرى مشغول تلاوت‏قرآن:
«لهم دوِىٌّ كدوىّ النحل بین قائم و راكع و ساجد.»[36]
و به هنگام حمله دشمن درعصر تاسوعا امام‏حسین(ع) به قمر بنى‏هاشم مى‏فرماید:
«به سوى آنان برو و اگر توانستى امشب را مهلت بگیر، تا به نماز و استغفار و مناجات با پروردگارمان بپردازیم. خدا مى‏داند كه من به نماز و تلاوت قرآن و استغفار و مناجات با خدا علاقه شدید دارم.»[37] از این درخواست در آن موقعیت به خوبى مى‏توان به اهمیت معنویت و خودسازى پى برد. این كار امام(ع) بیانگر آن است كه هرگز نباید به دلیل كار و گرفتارى زیاد از خودسازى و توجّه به معنویات غفلت كرد. چرا كه موفقیت‏هاى انسان در همه عرصه‏ها در گرو همین توفیق است. ممكن است گفته شود كسى كه به خاطر خدا كار و یا مسؤولیتى را پذیرفته است و با منطق انجام وظیفه مشغول كار است، كار او بلكه همه حركت‏هاى او عبادت است، ولى باید توجه داشت كه براى عباداتى كه بین انسان و خداست اثر و نقشى است كه هیچ چیز دیگر نمى‏تواند جایگزین آن شود.
6. امر به معروف و نهى از منكر

از درس‏هاى مهمى كه در عرصه رفتار سیاسى مى‏توان از رویداد عاشورا آموخت، درس امر به معروف و نهى از منكر است. همان گونه كه رفتار امت اسلامى با یكدیگر بر اساس امر به معروف و نهى از منكر است با حاكمان نیز بر همین مبنا استوار است. دولت حاكم بر مسلمانان، اگر ستمگر باشد باید بر اساس مراحل امر به معروف و نهى از منكر با او برخورد كرد. امام‏حسین(ع) در وصیت‏نامه سیاسى الهى خود یكى از انگیزه‏هاى قیام خود را امر به معروف و نهى از منكر مى‏داند:
«من از روى خودخواهى، غرور و خیره‏سرى و یا به منظور ایجاد فساد و آشوب و ظلم و ستمگرى به پا نخاسته‏ام، بلكه قیام من براى اصلاح امور مسلمانان و... اجراى برنامه امر به معروف و نهى از منكر در میان امت اسلامى است.»[38] از این وصیت‏نامه استفاده مى‏شود كه حركت‏هاى سیاسى انواع گوناگون دارد: حركت از روى خودخواهى، غرور، ستم و فساد كه درست نیست و تنها حركتى كه بر اساس مصالح مردم و امر به معروف و نهى از منكر باشد درست است و باید آن را الگو و سر مشق خود قرار داد. درس‏هاى این رویداد در عرصه رفتار سیاسى بیش از آن است كه در این مقال بگنجد از این روى، به همین اندازه بسن
برچسب ها: درسهایی ازعاشورا، عاشورا،

نوشته شده در دوشنبه 10 مهر 1396 توسط به جمال پاك محمد صلوات بفرست الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد

تاسوعا:

همچنانکه گفتیم پیامبر به عنوان مقدمه و طرح پیروزی، روز تاسوعا به روزه گرفتن سفارش نمود. ولی اکنون روزه گرفتن مکروه است.
در فرهنگ شیعی، روز نهم محرم روزی است که امام حسین(ع) و یارانش در محاصره نیرهای کوفه قرار گرفتند. روزی که آب را به روی اهل بیت بستند، و عصر آن روز عمر بن سعد با دستوری که از ابن زیاد دریافت کرد، آماده جنگ با حسین(ع) شد. اما به دستور امام(ع) آن شب را مهلت خواستند، تا به عبادت و راز و نیاز بپردازند.
این روز به دلیل این که بر اهل بیت سخت گذشت و شاید یکی از روزهای بسیار سخت و مصیبت بر خاندان پیامبر بود، تاسوعای حسینی نام گرفت. امام صادق(ع) فرمود: "تاسوعا روزی است که حسین(ع) و اصحاب او در کربلا محاصره شدند و سپاه شامیان بر ضد آنان گرد آمد. ابن زیاد و عمر سعد از فراهم آمدن آن همه سوار خوشحال شدند و آن روز، حسین(ع) و یارانش را ناتوان شمردند و یقین کردند دیگر برای او یاوری نخواهد آمد و عراقیان او را پشتیبانی نخواهند کرد".
در روایتی می خوانیم : حضرت موسی بن عمران در مناجات خود عرضه داشت : بار خدایا! چرا امت حضرت محمّد را بر دیگر امت ها برتری دادی ؟ خطاب آمد: به خاطر ده چیز. حضرت موسی عرض کرد: آن ده چیز کدام است تا به بنی اسرائیل بگویم عمل کنند؟ فرمود: نماز، زکات، روزه، حج، جهاد، جمعه، جماعت، قرآن، علم و عاشورا. حضرت موسی عرض کرد: عاشورا چیست ؟ خطاب رسید: عاشورا عبارت است از گریستن یا حالت گریه به خود گرفتن و نوحه و مرثیه خواندن در عزای سبط رسول خدا
ای موسی ! هیچ بنده ای از بندگانم بر حسین و مظلومیت او گریه و ناله نمی کند مگر این که اهل بهشت خواهد بود.
ازحدیثی از حضرت رضا(ع) فهمیده می شود کار کردن تنها در روز عاشورا منع شده است , نه تاسوعا; وانگهی کار در روزعاشورا حرام نیست ; مکروه است چون خیر و برکت و یمن ندارد.
شاید علّت کراهتش این باشد که وقتی امام حسین با آن عظمتش برای حفظ اسلام و ناموس و شرف وانسانیت , جان خود و فرزندان و بستگان و در یک کلمه همه چیز را در راه خدا داده و با بدن چاک چاک و عریان روی خاک تقتیدهء کربلا افتاده است , شایسته نیست انسان در چنین روزی برای زندگی دنیوی ذخیره ای تهیه نماید,بلکه بسیار به جا است در تکایا و مساجد و مجالس عزا شرکت کرده و برای امام و خاندانش گریه نموده و حالت حزن و اندوه بگیرد.

برچسب ها: تاسوعا،

نوشته شده در یکشنبه 9 مهر 1396 توسط به جمال پاك محمد صلوات بفرست الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد

خانم دکتر صبیحه نباتی از ایران: ای حاکمان مسلمان، اشغال وحشیانه مصداق نقض منشورها  و میثاقهای  بین المللی حقوق کودک است و قوانین بین المللی را  بدون ترس از هر گونه واکنش ملی و مردمی زیر  پا می گذارد ... پس به کجا خواهید گریخت؟ (تکویر/ 26).

خانم نهاد الحسینی از لبنان: حاکمان عرب و مسلمان وجدان خود را به دلار امریكایی فروخته و در برابر استکبار واستعمار بی شرمانه به زانو افتاده اند.  غده سرطانی اسرائیل بشریت کودک فلسطینی را مصادره کرده و رویای کودکان را با انواع خشونت معنوی و مادی قربانی کرده است...

خانم جنان واسطی پور از ایران: اشغالگری  استعدادهای دوران کودکی را  به خاک سپرده است. خانم دکتر غدیر جمال از كویت: یک زخم عمیق، آیا جهان می دانند که در زندانهایی ىر سرزمین های اشغالی برای شکنجه کودکان فلسطینی وجود دارد؟ آیا دنیا می داند کودکان فلسطینی زندانی می شوند؟ با یاری  خدا ﷻ در پرده برداری از این جنایت قدیمی اسراییل که رسانه نادیده گرفته اند می كوشیم. خانم سهیلا فاسی از جزایر:  من - کودک فلسطینی- روز همدردی با کودکان فلسطین را به شما پیش کش می کنم. تنها یک ساعت از کودکی غصب شده ام را به من بازگردانید. خانم دکتر سمیره عبدالوهاب از كویت: بر دشمن و قاتل خویش گریه می كنند و با افتخار در مراسم تشییع جنازه او شرکت می کنند. و این نشانگر دست داشتن آنان در  قتل عام علیه مردم و کودکان فلسطینی است. خانم سنا انصاری  از عراق: به چه جرمی من نمی توانم مانند دیگران زندگی و کودکی کنم.


برچسب ها: روزهمدردی باکودکان فلسطینی، فلسطین،

نوشته شده در شنبه 1 مهر 1396 توسط به جمال پاك محمد صلوات بفرست الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد
http://s8.picofile.com/file/8307200050/00_11.JPG

http://s8.picofile.com/file/8307200276/0010.JPG
http://s9.picofile.com/file/8307200300/00012.JPG
http://s9.picofile.com/file/8307200076/003.JPG

http://s8.picofile.com/file/8307200100/004.JPG

http://s9.picofile.com/file/8307200134/005.JPG
http://s8.picofile.com/file/8307200142/006.JPG


http://s9.picofile.com/file/8307200192/007.JPG

http://s9.picofile.com/file/8307200218/008.JPG

http://s9.picofile.com/file/8307200234/009.JPG


برچسب ها: هفته دفاع مقدس،

نوشته شده در شنبه 1 مهر 1396 توسط به جمال پاك محمد صلوات بفرست الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد

سالروز شکست حصر آبادان در عملیات ثامن‌الائمه(ع)

رزمندگان

عملیات ثامن‌الائمه (ع) نخستین عملیات از چهار عملیات بزرگ و موفق «ثامن‌الائمه(ع)»،«فتح‌المبین»،«طریق‌القدس» و «بیت‌المقدس» است که برای آزادسازی مناطق اشغالی و با اجرای آن به فرمان فرماندهی کل قوا حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر ضرورت شکست حصر آبادان تحقق یافت.

به گزارش ایسنا، آبادان از شهرهای مهم استان خوزستان است که به شکل مثلث بوده و قائده آن به سمت خلیج فارس و رأس آن به سوی خرمشهر است. این شهر بواسطه وجود صنعت نفت از سال 1291 هجری شمسی مورد توجه قرار گرفت و تصفیه‌خانه‌های عظیم نفت در این شهر بوجود آمد.

اوایل تجاوز رژیم بعثی عراق این شهر مورد طمع دشمن قرار گرفت و به صورت نعلی شکل به محاصره آنها درآمد. محاصره آبادان برگ برنده‌ای در دست ارتش عراق بود تا در موقعیت مناسب بتواند اراده خود را به مقابل تحمیل کند. ورود و خروج به این شهر تنها از طریق دریا ممکن بود و مردم مقاوم این شهر همچنان پایدار بودند.

با حصر آبادان، امام خمینی (ره) در یک دستور قاطع فرمودند:« حصرآبادان باید شکسته شود.»

از آنجا که وسعت منطقه عملیاتی بالغ بر 130 کیلومترمربع بود و حوزه دید بسیار وسیعی داشت، امکان اختفای تحرکات نظامی در طول روز میسر نبود لذا مقرر شد عملیات در تاریکی شب انجام شود تا دشمن نتواند از نیروهای زرهی خود بهره لازم را ببرد.

سرانجام عملیات ثامن‌الائمه(ع) با هدف انهدام نیروهای دشمن در شرق کارون و تصرف و این منطقه، در ساعت یک بامداد پنجم مهرماه سال 1360 با رمز مقدس " نصرمن‌الله و فتح قریب " شروع شد.

این عملیات با همکاری ارتش، سپاه، بسیج و نیروهای ژاندارمری انجام شد و نیروهای عمل کننده در این عملیات بزرگ از «لشگر 77 خراسان» شامل سه تیپ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی،16 گردان نیروی پیاده در سازمان سه قرارگاه تیپی، «تیپ 37 زرهی شیراز»، «گردان 251 تانک» از «لشگر 16 زرهی»، «گردان 107 ژاندارمری»، «گروه رزمی 291 تانک» بودند و جهادسازندگی علاوه بر احداث جاده " وحدت " در فروردین 1360، امور مقدماتی عملیات را انجام دادند.

نیروهای سپاه اسلام با عبور از میدان‌های مین و تله‌های انفجاری و موانع ایذائی در حالی که به شدت با آتشبارهای خطوط پشتیبانی حمایت می‌شدند به مواضع دشمن یورش برده و دشمن را سخت غافلگیر کردند. همچنین به سرعت خاکریزهای مقدماتی دشمن تسخیر شد و نیروهای دشمن مورد تعقیب قرار گرفتند.

لشکر زرهی عراق با قدرت تمام درهم کوبیده شده و نیروهای آن تحت تعقیب قرار گرفتند. با فرار دشمن به غرب کارون، بهترین موضع پدافندی و ضدپاتک نصیب نیروهای ایران شد. پس از دو روز نبرد بی‌امان رزمندگان اسلام، پس‌مانده‌های ارتش بعثی به غرب کارون فرار کرده و در آنجا زمین‌گیر شدند.

این عملیات نتایجی را چون خارج شدن قوای دشمن از شهر آبادان، آزاد شدن دو جاده مهم اهواز - آبادان و ماهشهر _ آبادان و آزادسازی کامل شرق کارون به وسعت 130 کیلومتر مربع در پی داشت.

با پیروزی درخشان سپاه اسلام در شکستن حصر آبادان، روحیه امید در سرتاسر جبهه‌ها و در میان مردم دمیده شد و سیل خروشان ملت با شادی و شور، بیش از پیش به سوی جبهه‌ها روانه شدند.

عملیات ثامن‌الائمه(ع) به منزله نقطه عطف و حلقه وصلی برای تغییر استراتژی جنگ از وضعیت گذشته به وضعیت جدید محسوب می‌شود. بعد از حذف بنی‌صدر، برای نخستین بار بود که نیروهای عمل کننده در این حد گسترده با هم ترکیب شده و به نحو شایسته‌ای با یکدیگر همکاری و هماهنگی می‌کردند به طوری که این اقدام الگوی مناسبی برای ادامه همکاری ارتش و سپاه در عملیاتهای دیگر شد.


برچسب ها: سالروز شکست حصر آبادان در عملیات ثامن‌الائمه(ع)،

نوشته شده در شنبه 1 مهر 1396 توسط به جمال پاك محمد صلوات بفرست الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد

امام حسین(ع) در لحظه ورود به کربلا چه کرد؟/ وقایع منزل سیزدهم تا رسیدن به نینوا در دوم محرم

فرهنگ > دین و اندیشه - کاروان امام حسین(ع) پس از گذشتن از 25 منزل در دوم محرم سال 61 هجری به زمین کربلا قدم می گذارد./ قدم به قدم با تاریخ واقعه کربلا

شناخت هر واقعه به شناخت جزئیات و مسائل تاریخی آن واقعه وابسته است. حرکت کاروان امام حسین(ع) به سوی کربلا و واقعه عاشورا نیز نیاز به بررسی تاریخی این واقعه و جزئیات مربوط به آن دارد. دکتر محمدرضا سنگری، پژوهشگر تاریخ در مطالعات و پژوهش های عاشورایی خود با استفاده از بررسی منابع مختلف، نکات و اطلاعاتی را از وضعیت حرکت کاروان امام در مسیر مکه تا کربلا نوشته است.

بخش نخست از یادداشت ها درباره جزئیات «12 منزل حرکت کاروان حسینی» روز اول محرم منتشر شد که می توانید در اینجا بخوانید. با فرارسیدن دومین روز ار محرم که مطابق با رسیدن کاروان امام به سرزمین کربلاست، گلچین خبرآنلاین از نکات مهم و خواندنی مربوط به 13 منزل بعدی تا کربلا را در ادامه می خوانید.

گزارشی از وضعیت حرکت کاروان از مکه تا کربلا

فاصله نسبی هر منزل 4 تا 5 فرسنگ بوده و میزان توقف در هر منزل از چند ساعت تا دو روز ذکر شده است.

مجموع منازل: 25 تا 28 منزل ذکر شده است.

نحوه برخورد با مسافران: معمولا امام با مسافران که عمدتا از کوفه عازم مکه بودند چند گونه برخورد داشتند:

1.کسب خبر از راه و وضعیت کوفه
2.طرح فساد و گمراهی و نیرنگ ها و جنایات بنی امیه.
3.دعوت به همراهی و یاری در حرکت و قیام
4.پاسخ به پرسش های دینی و شرعی آنان
5.ابهام زدایی و توضیح دلایل حرکت و قیام
6.دعوت به دوری و فاصله گرفتن از رزمگاه در صورت همراهی نکردن.(امام می فرمود هر کس همراهی نکند و صدای مظلومیت مرا بشنود با ستمگران و قاتلان من در دوزخ خواهد بود.)

«در این نقشه منزلگاه های مهم کاروان با علامت مربع مشخص شده است»

فاصله مکه تا نینوا: 430 کیلومتر بود و میانگین حرکت روزانه امام تقریبا 18 کیلومتر بوده است.

تعداد پیوستگان و گسستگان: هیچ کدام به روشنی و درستی معلوم نیست. هفده تن از پیوستگان در مسیر در کربلا به شهادت رسیدند. اما برخی پیوستگان در منازل دیگر می گسستند و می رفتند. جمعی از پیوستگان در کربلا با اباعبدالله همراه شدند. برخی در یک منزل می پیوستند و در منازل بعد با آگاهی از فرجام کاروان، شبانه، از قافله جدا می شدند. در هیچ منبعی نام چنین کسانی ذکر نشده است.


برچسب ها: امام حسین(ع) در لحظه ورود به کربلا چه کرد؟، ورودامام حسین(ع)به کربلا، محرم،

نوشته شده در شنبه 1 مهر 1396 توسط به جمال پاك محمد صلوات بفرست الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد

چرا در طول ماه محرم و صفر نام ائمه را بیشتر از نام خدا بر زبان می آوریم؟



نام خدا,ماه محرم,ماه صفر,اسامی خدا

ما شیعیان در طول ماه محرم و صفر چند بار نام ائمه را بر زبان می آوریم وچند بار نام خدا را بر زبان می آوریم؟ آیا این درست است؟

جواب سؤال شما را با یک سؤال شروع می کنیم، اگر در این مدت، نام ائمه را چند برابر نام خداوند ببریم ، چه اشکالی پیش می آید؟ آیا خداپرستی فقط با بردن نام خداوند تحقق می یابد؟

در مکتب ما، ذکر و نام ائمه بنا بر فرمایشات غیر مستقیم قرآن و مستقیم پیامبر گرامی (ص) ، غیر از نام خداوند نیست، این تفکر باطل وهابیت است که همه چیز را شرک می داند و با همه مذاهب اسلامی (شیعه یا سنی) در این باره مخالفت می کند.

قرآن کریم همه اش ذکر و نام خداوند نیست، همان طور که فرمان می دهد، "پروردگارت را یاد کن "[1] به پیامبر دستور می دهد که "ابراهیم"[2]، "اسماعیل"[3] ، "موسی"[4]، " مریم"[5] ، "ادریس"[6] ، "داود"[7] ، "ایوب "،[8] " اسحاق و یعقوب"[9] را نیز یاد کن. علت ذکر نام این بزرگان و صالحان را خداوند صفات حسنه ونیکی های این بزگواران بر می شمرد. بزرگ داشت این افراد، در راستای ذکر خداوند و چیزی جدا از ذکر خداوند نیست.

روایات فراوانی داریم که ذکر اهل بیت را مطابق با همین اصل قرآنی، در راستای ذکر خداوند و عبادت بر شمرده است.

پیامبر گرامی اسلام می فرماید: "ذکر علی (ع) عبادت است "[10] و در روایت دیگر فرمود: "ذکر علی و دیگر فرزندانش از ائمه معصومین ( ع) عبادت است."[11] و بدیهی است که چنین دستوری از آن جهت است که نام و ذکر اهل بیت (ع) موجب صفای دل و الگو گرفتن از آنان در راه خداوند است.

برچسب ها: چرا در طول ماه محرم و صفر نام ائمه را بیشتر از نام خدا بر زبان می آوریم؟، محرم،

نوشته شده در شنبه 1 مهر 1396 توسط به جمال پاك محمد صلوات بفرست الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد
(تعداد کل صفحات:9)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

مقام معظم رهبری

درباره سایت
آمار سایت
Nasr19
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic